سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
یادداشت های دختر ماه
 
یادداشت های دختر ماه

خدایا!


دست به دامان تو می شوم برای آنکه تمام زمستان ها بهار شوند این روزها


دست به دامان تو می شوم ، تویی که راز روزها را می دانی و شعرهای عاشقانه را می خوانی و صدایت آرام تر است از نجوای رودخانه با درخت


دست به دامان تو می شوم تا روح شادی ها خط نخورد


دست به دامان تو می شوم تا امضای باران مهر تاییدی شود برای تولد رنگین کمان


دست به دامان تو می شوم ، تویی که خوب می دانی از جنس خاکم و تو از جنس آسمانی و مهربان برای من


دست به دامان تو می شوم خالق من ، خالق ما ، خالق لحظه و ثانیه های مهر ، خالق روز ، خالق ماه


خدایا خواهش می کنم کمکم کن.




موضوع مطلب :


پنج شنبه 3 شهریور 90 :: 12:11 عصر ::  نویسنده : دختر ماه

زندگی باید کرد،


گاه با یک گل سرخ،


گاه با یک دل تنگ،


گاه باید رویید در پس این باران،


 گاه باید خندید ‏بر غمی بی پایان





موضوع مطلب :


چهارشنبه 2 شهریور 90 :: 2:13 عصر ::  نویسنده : دختر ماه

دلت را خانه ی مـا کن، مصفّـا کردنش با من


به‌ ما درد دل افشا کن، مـداوا کردنش با من


اگر گم کرده‌ای ای ‌دل، کلید استجــابت را


بیا یک لحظه با ما باش، پیــدا کردنش با من


بیفشان قطره ‌اشکی که من‌ هستـم خریدارش


بیاور قطره‌ای اخــلاص، دریـا کردنش با من


اگر درها به رویت بسته شـد دل برمکن بازآ


درِ این خانه دق‌البـاب کُـــن، وا کردنش با من 


به من گو حاجت خود را، اجـابت می‌کنم آنی


طلب کن آنچه می‌خواهی، مهیّـــا کردنش با من


بیا قبل از وقـوع مرگ، روشـن کن حسابت را


بیاور نیک و بد را، جمـع و منها کردنش با من 


چو خوردی روزی امروز ما را شـکر نعمت کن


غم فردا مخور، تأمیــن فـــردا کردنش با من 


به‌ قـرآن آیه‌ی‌ رحمت، فـراوان است ای انسان


بخوان این آیه را، تفسیر و معنا کردنش با من


اگر عمری گنـه کردی، مشو نومیــد از رحمت


تو توبه نامه را بنویس، امضـا کردنش با من


 


شاعر: ژولیده  نیشابوری



موضوع مطلب :


چهارشنبه 2 شهریور 90 :: 2:12 عصر ::  نویسنده : دختر ماه

باز هم من زنده ام آه ای خدا ،


متشکرم !


باز باران بر غبار شیشه ها ،


متشکرم ؛


 باز هم خمیازه و بیداری و صبحی دگر ؛


 دیدن آیینه و نور و صدا ،


متشکرم ؛


 باز هم یک سفره و یک چای داغ و نان گرم ؛


 فرصت دیدار تو در این فضا ،


متشکرم ؛


 


دیروز یک اتفاق خیلی خوب برام افتاد، فوق لیسانس قبول شدم. خدایا متشکرم.




موضوع مطلب :


یکشنبه 30 مرداد 90 :: 12:53 عصر ::  نویسنده : دختر ماه
سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ
الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ
منزهی تو ای که نیست معبودی جز تو
به فریاد رس، به فریاد رس. بِرَهان ما را از آتش ای پروردگار



موضوع مطلب :


یکشنبه 30 مرداد 90 :: 8:16 صبح ::  نویسنده : دختر ماه


و به خاطر بسپار
بارانی باید  ...
همه چیز گاه اگر کمی تیره می نماید،
باز روشن می شود،زود،
تنها فراموش مکن این حقیقتی است:
بارانی باید،تا که رنگین کمانی برآید...
و گاه روزهایی در زحمت تا که از ما انسان هایی تواناتر بسازد
خورشید دوباره خواهد درخشید،زود
خواهی دید!





موضوع مطلب :


دوشنبه 24 مرداد 90 :: 1:45 عصر ::  نویسنده : دختر ماه
آخرای فصل پاییز یه درخت پیر و تنها 
تنها برگی روی شاخه ش مونده بود میون برگا

یه شبی درخت به برگ گفت:کاش بمونی در کنارم
آخه من میون برگا فقط تنها تو رو دارم                    
وقتی برگ درختو می دید داره از غصه میمیره 
 به خدا راز و نیاز کرد اونو از درخت نگیره
 با دلی خرد و شکسته گفت نذار از اون جداشم
ای خدا کاری بکن که تا بهار همین جا باشم


 برگ تو خلوت شبونه از دلش با خدا می گفت
غافل از این که یه گوشه باد همه حرفاشو میشنفت
 باد اومد با خنده ای گفت:آخه این حرفا کدومه؟
 با هجوم من رو شاخه عمر هر دو تون تمومه
یه دفه باد خیلی خشمگین با یه قدرتی فراوون
 سیلی زد به برگ و شاخه تا بگیره از درخت جون
ولی برگ مثل یه کوهی به درخت چسبید و چسبید



 تا که باد رفت پیش بارون، بارونم قصه رو فهمید
 بارون گفت با رعد و برقم می سوزونمش تا ریشه
 تا که آثاری نمونه دیگه از درخت و بیشه


  ولی بارونم مثل باد توی این بازی شکست خورد
 به جایی رسید که بارون آرزو می کرد که میمرد


  برگ نیفتاد و نیفتاد آخه این خواست خدا بود


هر کی زندگیشو باخته دلش از خدا جدا بود...





موضوع مطلب :


دوشنبه 24 مرداد 90 :: 1:44 عصر ::  نویسنده : دختر ماه

 


نتیجه زندگی ، چیزهایی نیست که جمع می کنیم،
بلکه،
قلبهایی است که جذب می کنیم.




موضوع مطلب :


یکشنبه 23 مرداد 90 :: 11:45 صبح ::  نویسنده : دختر ماه

یاد من باشد ، فردا دم صبح


به نسیم ، از سر صدق ، سلامی بدهم


و به انگشت ، نخی خواهم بست


تا فراموش نگردد ، فردا


زندگی شیرین است ، زندگی باید کرد




موضوع مطلب :


پنج شنبه 20 مرداد 90 :: 1:1 عصر ::  نویسنده : دختر ماه

درباره وبلاگ

آرشیو وبلاگ
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 2
بازدید دیروز: 4
کل بازدیدها: 3346